توضیحات
این داستان بافته شده از نخ های خیال و حقیقت دوران کودکی نویسنده و یادگار روزهای خوب آن دوران است.
نیارا دختری شاد و پر انرژی بود که عاشق بازی با دوستانش در پارک بود. هر بار که مامان و بابا می گفتند: نیارا آماده بریم پارک، چشم هایش برق میزد.
وقتی به پارک میرسیدند…








دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.